بیا ای دوست از دست آنچه آید
کنیم خرج ظهورش تا بیاید
اللهم عجل لولیک الفرج
کلّ گیتی نمانده در آن هیچ ظلمتی/
روشن گشتهِ زِ نورِ خورشیدِ پشتِ ابر
یارب باقیّ غیبت مولا به ما ببخش/
ما را دیگر برای ظهورش نمانده صبر
وقتی رسد زمان ظهور و قیامشان
شمشیرْ برکشیده تو خارج کنم ز قبر/
وقت ظهور، کلّ خلایق کنند صلح/
همچون صلحِ آهو که شود او رفیق ببر
خدا، ز رحمتِ خود، واردم بکن به بهشت
بدون اذن تو نتوان که شد درون بهشت
خدا، قسم دهَمَت اندرون زندگیَم
بهانه ای بنه آن را بکن بهای بهشت
بهای جان من است آن بهشت جاویدان
کمک بکن مفروشم وُرا به جز به بهشت
دلیل خلد و دخولِ بهشت، حبّ علی ست
هرآنکه کرد قبولش شود درون بهشت